خرید بک لینک

درباره سایت

257

آخرین مطالب

امکانات وب

غرور

صورت بیتفاوت مردی است

که سالها پیش

در انتهای خیابانی خیس

زندگی

از نوک انگشتانش فاصله گرفت

و مرگ

از همان نقطه در جانش ریشه دواند ...

غرور

سرمای دستهای مردی است

که با هیچ آتشی گرم نمیشوند

و او در جهنمش زندگی آرامی دارد ...

مردی که

حتی مرگ هم او را به هیجان نمیآورد

تنها

از روبروی همان خیابان همیشگی که عبور میکند

قلبش اندکی نمیزند...

از ؛ م.محمدی مهر

لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:23 توسط وحید آرمانی |

برچسب: نویسنده: ترانه حسینی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:23

صفحه بندی